سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )

93

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )

اى امير مؤمنان ! در اين كتاب آمده است كه دوازده پيشوا از قريش از قوم او ، با خاندانش دشمنى كنند و آنان را از حقشان باز دارند و آنان را بكشند و برانند و محرومشان سازند و از آنان دورى جويند و هراسان‌شان سازند ، نام و صفت يكايك‌شان در اين كتاب آمده است و اينكه هر كدامشان چه مدت حكومت خواهند كرد و چه به دست خواهند آورد و آنچه فرزندان و ياران و پيروانت از قتل و ترس و بلا از آنان خواهند ديد و اينكه چگونه خداوند شما را بر آنان و دوستان و ياران‌شان پيروز خواهد گرداند و چه ذلت و بدبختى و جنگ و قتل و ترسى كه از شما اهل بيت خواهند ديد . سپس گفت : اى امير مؤمنان ! دست بگشاى تا با تو بيعت كنم ؛ گواهى مىدهم كه خدايى جز اللَّه نيست ، و گواهى مىدهم كه محمّد بنده و فرستادهء خدا است ، گواهى مىدهم كه تو خليفهء رسول خدا در ميان امتش و وصىّ و گواه او بر خلقش و حجّت خدا در زمينش مىباشى و اينكه اسلام دين خدا است و من از هر دين مخالف اسلام بيزارى مىجويم چرا كه اسلام دينى است كه خداوند آن را براى خويش برگزيد و براى دوستانش به آن خشنود شد و اينكه اسلام دين عيسى بن مريم عليه السّلام و دين پيامبران و رسولان خداوند پيش از او بوده است ، اسلام همان دينى است كه پدرانم به آن باور داشته‌اند ، من دوستدار تو و دوستدار دوستانت هستم و از دشمنانت بيزارى مىجويم و دوستدار يازده امام از فرزندان تو هستم و از دشمنان‌شان و از كسانى كه مخالفت‌شان مىكنند و از آنان دورى جسته و ادعاى حق‌شان نموده و بر آنان ستم روا داشته از اولين و آخرين‌شان بيزارم . سپس دست دراز كرد و با حضرتش بيعت نمود . آنگاه امير مؤمنان عليه السّلام به او فرمود : كتابت را به من بده . راهب كتابش را به حضرت داد . على عليه السّلام به مردى از اصحابش فرمود : برخيز و با اين مرد برو و مترجمى پيدا كن كه زبان اين كتاب را بفهمد تا آن را به عربى ترجمه كند . ترجمهء كتاب را نزد حضرتش آوردند ، حضرتش